تبلیغات
وبلاگicon
♥ شــکــســتــه هــا
♥ شــکــســتــه هــا
چه جنگ باشد چه نباشد راه من و تو از کربلا میگذرد؛ باب جهاد اصغر بسته شد باب جهاد اکبر که بسته نیست 
نویسندگان
نظر سنجی
نظر شما درباره ♥ شــکــســتــه هــا چیست؟؟؟









 به پایگاه

♥ شــکــســتــه هــا

خوش آمدید

ثبت در سازمان وبلاگدهی ایران میباشد


این پایگاه بر محتوای جمهوری اسلامی ایران میباشد

منتظر دلنوشته و شرکت شما در نظر سنجی هستیم

[ جمعه بیست و نهم خرداد 1394 ] [ 18:45 ] [ vahid k.h ]



طبقه بندی: مذهبی، سیاسی،

[ دوشنبه پانزدهم تیر 1394 ] [ 14:36 ] [ vahid k.h ]
[ چهارشنبه دهم تیر 1394 ] [ 11:37 ] [ vahid k.h ]

بغض آمده و حال مرا بد کرده
                  جذر آمده از گلوی من رد کرده
                                           من این چمدان ، تو ساک ها را بردار
                                                                                   بدجور دلم هوای مشهد کرده

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می‌خوانم...

قبولم کن ...

من آداب زیارت را نمی‌دانم !

نمی‌دانم چرا این قدر با من مهربانی تو

نمی‌دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

نگاهم روبروی تو بلاتکلیف می‌ماند

که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

تماشا می‌شوی آیه به آیه در قنوت من

تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم

اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می‌گویم:

که من یک شاعر درباری‌ام ؛ مداح سلطانم...


[ سه شنبه دوم تیر 1394 ] [ 13:38 ] [ vahid k.h ]

می گویند تریلی شهدا که عبور میکرد تو

سلام نظامی میدادی و به پهنای صورت

اشک میریختی

چرا؟مگر به تو نگفته بودند دستشان بستس.

چطور جواب سلامت را بدهند.



طبقه بندی: شهدا، مذهبی،

[ دوشنبه یکم تیر 1394 ] [ 18:27 ] [ vahid k.h ]

الان که دارم این مطلب را مینویسم 1 ساعت مونده تا افطار 4 روز ماه مبارک رمضان

چرا آدمی به فکر دیگر آدم های جامعه خود نیست؟؟

مگر آنها مانند ما نیستن و از ما نیستند؟؟!

هنگامی که رسول خدا در مقدمات سوره مُدَّثِّرُ به تب و لرزه افتاد و رفت خانه حضرت خدیجه روی رسول خدا پتو ها را پهن کرد

که مانند کوهی شده بود ایه نازل شد

یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ ﴿١﴾

اى جامه خواب به خود پیچیده (و در بستر آرمیده)! (۱)

قُمْ فَأَنْذِرْ ﴿٢﴾

برخیز و انذار كن (و عالمیان را بیم ده)، (۲)

و این هشداری برای ما هم هست

ای کسانی که در ارامش هستید برخیزید

و کمک کنید

در آیه 6 چه زیبا می فرماید

وَلا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ ﴿٦﴾

و منت مگذار و فزونى مطلب، (۶)

و حال نشسته ای و به آرامش خود میرسی؟

دور و اطراف خود نگاهی انداز

میبینی ولی دقت نمیکنی

شاید در همسایگی خود باشند

باز هم دقت نمیکنی

یا اینکه به پول و مالت و غرورت بر نخورد این گونه نشسته ای

اگر خودت یا یکی از اعضای خانواده خودت

مشکلی،بیماری و گرفتاری برایش پیش آید بازم اینگونه نشسته ای

و در آیات 11 تا 15 چه زیبا می فرماییند

ذَرْنِی وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِیدًا ﴿١١﴾

مرا با كسى كه او را خود به تنهایى آفریده‏ام واگذار! (۱۱)

وَجَعَلْتُ لَهُ مَالا مَمْدُودًا ﴿١٢﴾

همان كسى كه براى او مال گسترده‏اى قرار دادم، (۱۲)

وَبَنِینَ شُهُودًا ﴿١٣﴾

و فرزندانى كه همواره نزد او (و در خدمت او) هستند، (۱۳)

وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیدًا ﴿١٤﴾

و وسایل زندگى را از هر نظر براى وى فراهم ساختم! (۱۴)

ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ ﴿١٥﴾

باز هم طمع دارد كه بر او بیفزایم! (۱۵)

آیا تا کنون از جمع کردن مال و ثروت خود

خسته نشده ای برخیز و تلاشی کن شاید امروز آخرین عمرت باشد

هر چند دوست دارم بنویسم ولی نمیتوانم

چون فایده ای ندارد این دلنوشته هم میگذرد ولی مردم ما همچنین این گونه هستند

من آیه مدثر را تقدیم میکنم با کلیپ صوتی






طبقه بندی: دلنوشته، مذهبی،

دنبالک ها: سوره مدثر،
[ یکشنبه سی و یکم خرداد 1394 ] [ 19:32 ] [ vahid k.h ]

شاید اینبار خدا میخواهد 
که 
پس از بارش غم… 
و پس از خواندن نامش هردم… 
آسمان دل تو صاف شود 
و نگاهت به همه اهل زمین پاک شود… 
شاید 
اینبار خدا میخواهد 
که خودش چتر تو باشد… 
که بمانی… 
نروی ودگربار نگویی:

"سهراب" قایقت جادارد؟!

 

پ.ن: یکماه با همه اهداف بلند و در کمال سختی دور از عزیزانم گذراندم.همیشه به میزان ارزشمندی هدف باید تلاش کرد و من بمیزان پایبندی به یک قول تحمل میکنم .

همه سختی های این راه با رضایت تو ولبخندی از سر خوشحالی و سربلندی آسان میشود.

به این وعده الهی ایمان دارم...

یقینا بعد از هر سختی, آسانی در راه است ...

 

خدایا فقط در این راه نگذار کج بروم... 

...ان  مع العسر یسرا...

*مرجان سرخ*

[ یکشنبه سی و یکم خرداد 1394 ] [ 10:29 ] [ vahid k.h ]

اینها آخرین دست نوشته شهید احمدرضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی
سال 1364 است که تنها ساعتی قبل از شهادت به رشته تحریر در آمده است.


چه کسی می تواند این معادله را حل کند ؟؟؟

چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ 
چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ،یعنی آتش ،یعنی گریز به هر جا ،
به هر جا که اینجا نباشد ،

یعنی اضطراب که کودکم 
کجاست ؟ جوانم چه می کند ؟دخترم چه شد ؟
به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم ؟ 

کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ،
از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبر است ؟

آن مظاهر شرم و حیا را
چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده
به رسم اجدادشان به گور سپردند.
کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست ؟ چه کسی در هویزه جنگیده ؟
کشته شده و در آنجا دفن گردیده ؟

چه کسی است که معنی این جمله را درک کند :

“نبرد تن و تانک؟!”

اصلا چه کسی می داند تانک چیست ؟
چگونه سر ۱۲۰ دانشجوی مبارز
و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود ؟ 

آیا می توانید این مسئله را حل کنید ؟

گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود
و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوارخ کرده وگذر می کند ،
حالا معلوم نمایید سر کجا 
افتاده است ؟ کدام گریبان پاره می شود ؟ کدام کودک در انزوا وخلوت اشک می ریزد ؟


وکدام کدام…؟ توانستید؟؟

اگر نمی توانید،این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید :

هواپیمایی با یک ونیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین ،
ماشین لندکروزی که با سرعت در جاده مهران-دهلران حرکت می نماید،
مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگر از
مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد ؟
چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید ؟
چگونه باید آنها را غسل داد ؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟

چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم وفقط درس بخوانیم.
چگونه می توانیم در ها را به روی خود ببندیم و چون موش در
انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم ؟

کدام مسئله را حل می کنی؟ 
برای کدام امتحان درس می خوانی؟

به چه امید نفس می کشی؟

کیف و کلاسورترا از چه پر می کنی؟

از خیال، از کتاب، از لقب شامخ دکتر یا از
آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟
کدام اضطراب جانت را می خورد؟

دیر رسیدن به اتوبوس،دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟

دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟ 

“صفایی ندارد ارسطو شدن،خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن“

آی پسرک دانشجو، به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی
تو داغدار شده است؟ 
جوانی به خاک افتاده است؟

آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد به اشک نشانده اند؟ 
و آنان را زنده به گور کردند؟ هیچ می دانستی؟ حتما نه!…

هیچ آیا آنجا که کارون و دجله و فرات بهم گره می خورد، به دنبال آب گشته ای
تا اندکی زبان خشکیده کودکی را تر کنی و آنگاه که قطه ای نم یافتی با امید های
فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که
کودک دیگر آب نمی خورد!!

اما تو اگر قاسم نیستی، 
اگرعلی اکبرنیستی، اگر جعفر و عبدالله نیستی، لااقل حرمله مباش! 
که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.
من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد...

 

افسران - یمن تنها نمی ماند...




طبقه بندی: شهدا، مذهبی، دلنوشته،

[ شنبه سی ام خرداد 1394 ] [ 12:48 ] [ vahid k.h ]

سلام

اینجا من با اندوهی بر دل و قلبی شکسته منتظرم که صدایم کنی...

میبینی آقا

هر جا هم که بروم ...

هر چقدر هم که بد باشم...

باز هم دست نیازم بسوی شماست ...

من عشق بشما را از بچگی مشق کرده ام ...

و رسم عاشق نوازیتان را دیده ام...

و اکنون...

با قلبی شکسته و دستهایی خالی تنها نگاهم به گنبد طلایی شماست آقا...

من به لطف این بارگاه و امامم ایمان دارم...

ناامیدی نه در مرام عاشقی من است و نه در مرام عاشق نوازی شما...

...ناامیدم نکن ضامن آهوی دلشکسته...

 

emamreza.jpg

 

سبز آمدی و سرخ رفتی حال آنکه سپید سپید زیستی و صداقت تنها واژه ای است که برازنده نام توست تو از زلالی آینه هر آینه فراتری !

...شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر ص تسلیت و تعزیت...


[ شنبه سی ام خرداد 1394 ] [ 12:46 ] [ vahid k.h ]


حاجی انگار که حواسش به هیچ کجا نباشد،

 مشغول کار خودش بود و یکدفعه پوتین را بلند کرد و لبه آن را به

دهان گذاشت و آب داخلش را نوشید



محـو سخـنان حـاج همـت بـودم که در صـبحگاه

 لشـگر با شـور و هیـجان و حـرکات خاص سر و دستـش

مشـغول سخــنرانی بود. مثل همیشه آنقدر صحبت

های حاجی گیرا بود که کسی به کار دیگری نپردازد.

سکوت همه جا را فرا گرفته بود و صدا فقط طنین

صدای حاج همت بود و صلوات گاه به گاه بچه ها. تو همین

اوضاع پچ پچی توجه بچه ها را به خود جلب کرد.

صدای یکی از بسیجی های کم سن و سال لشگر بود که

داشت با یکی از دوستاش صحبت می کرد.


فرمانده دسته هرچی به این بسیجی تذکر می داد

 که ساکت شود و به صحبت های فرمانده لشگر گوش

کند، توجهی نمی کرد. شیطنتش گل کرده بود و

 مثلاً می خواست نشان بدهد که بچه بسیجی از فرمانده

لشگرش نمی ترسد. خلاصه فرمانده دسته یک،

 برخوردی با این بسیجی کرد و همهمه ای اطراف آنها ایجاد شد.


سرو صداها که بالا گرفت، بالاخره حاج همت متوجه

شد و صحبت هایش را قطع کرد و پرسید: «برادر! اون

جا چه خبره؟ یک کم تحمل

 کنید زحمت رو کم می کنیم.»


کسی از میان صفوف به طرف حاجی رفت و چیزی

 در گوشش گفت. حاجی سری تکان داد و رو به جمعیت

کرد و خیلی محکم و قاطع گفت:

 «آن برادری که باهاش برخورد شده بیاد جلو.»


سکوتی سنگین همه میدان صبحگاه را فرا گرفت

و لحظاتی بعد بسیجی کم سن و سال شروع کرد سلانه

سلانه به سمت جایگاه حرکت کردن.


حاجی صدایش را بلندتر کرد: «بدو برادر! بجنب.»


بسیجی جلوی جایگاه که رسید، حاجی محکم گفت

: «بشمار سه پوتین هات را دربیار» و بعد شروع کرد به شمردن.


بسیجی کمی جا خورد و سرش را به علامت تعجب به پهلو چرخاند.


حاجی کمی تن صدایش را بلندتر کرد

و گفت: «بجنب برادر! پوتین هات.»


بسیجی خیلی آرام به باز کردن بند پوتین هایش مشغول شد

،همه شاهد صحنه بودند. بسیجی پوتین پای


راستش را که از پا بیرون کشید، حاجی خم شد

 و دستش را دراز کرد و گفت: «بده به من برادر!» بسیجی

یکه ای خورد و بی اختیار پوتین را به دست حاجی سپرد.

 حاجی لنگه پوتین را روی تریبون گذاشت و دست

به کمرش برد و قمقمه اش را درآورد. در آن را باز کرد

 و آب آن را درون پوتین خالی کرد. همه هاج و واج مانده

بودند که این دیگر چه جور تنبیهی است؟



حاجی انگار که حواسش به هیچ کجا نباشد،

 مشغول کار خودش بود و یکدفعه پوتین را بلند کرد و لبه آن را به

دهان گذاشت و آب داخلش را نوشید و آن را دراز کرد

 به طرف بسیجی و خیلی آرام گفت: «برو سرجایت

برادر!» بسیجی که مثل آدم آهنی سرجایش خشکش زده

بود پوتین را گرفت و حاجی هم بلند و طوری که

همه بشنوند گفت: «ابراهیم همت! خاک پای

همه شما بسیجی هاست. ابراهیم همت توی پوتین شما

بسیجی ها آب می خوره))


جوان بسیجی یکدفعه مثل برق گرفته ها دستش

 را بالا برد و فریاد زد: برای سلامتی فرمانده لشگر حق

صلوات و انفجار صلوات، محوطه صبحگاه را لرزاند..





طبقه بندی: شهدا،

[ شنبه سی ام خرداد 1394 ] [ 12:36 ] [ vahid k.h ]
آن چه در منابع روایی وجود دارد مضمون ذیل است که در روایات فراوانی آمده است . رَسُول خدا –ص- در روایتی می فرماید : مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَى لِسَانِهِ ؛ هر بنده ای که چهل روز خود را برای خداوند متعال خالص گرداند چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می گردد .
( بحارالأنوار 67 242 باب 54 )
مطلب مورد نظر شما در آیه 69 سوره عنکبوت ذکر شده است : وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ
و آنها كه در راه ما (با خلوص نیت) جهاد كنند قطعا هدایتشان خواهیم كرد و خدا با نیكوكاران است.
در این آیه هم تعبیر به جهاد تعبیر وسیع و مطلقى است و هم تعبیر فینا، بنا بر این هر گونه جهاد و تلاشى را كه در راه خدا و براى او و به منظور وصول به اهداف الهى صورت گیرد شامل مى‏شود، خواه در طریق كسب معرفت باشد، یا جهاد با نفس، یا مبارزه با دشمن یا صبر بر طاعت، یا شكیبایى در برابر وسوسه معصیت، یا در مسیر كمك به افراد مستضعف، و یا انجام هر كار نیك دیگر.
كسانى كه در این راهها به هر شكل و هر صورت براى خدا مجاهده كنند مشمول حمایت و هدایت الهى هستند.
منظور از سبل در اینجا راههاى مختلفى است كه به سوى خدا منتهى مى‏شود: راه جهاد با نفس، راه مبارزه با دشمنان، راه علم و دانش و فرهنگ، خلاصه جهاد در هر یك از این راهها سبب هدایت به مسیرى است كه به خدا منتهى مى‏شود.
این وعده‏اى است كه خداوند مؤكدا به همه مجاهدان راهش داده، و با انواع تاكیدات (لام تاكید و نون تاكید ثقیله) آن را مؤكد ساخته و پیروزى و ترقى و موفقیت را در گرو دو چیز شمرده، جهاد و خلوص نیت.
ر. ک : تفسیر نمونه ج 16 ، ص 349
[انتخابی از كد32660]منظور از چله و چله نشینی، آن است که انسان چهل روز با مراقبت و مواظبت به یاد حق و ذکر و عبادت و توجه به او مشغول باشد و امور غیر ضروری و غیر لازم را که باعث پراکندگی خاطر و تفرقه فکر می گردد و در حد امکان ترک نماید و همه اندیشه و فکرش خداوند و یاد او و اطاعت او باشد به عدد چهل در روایات توجه و عنایت خاصی شده است. در قرآن کریم مدت خلوت حضرت موسی(ع) را در کوه طور با خداوند چهل روز ذکر می کند: «و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممناها بعشرفتم میقات ربه اربعین لیله» (اعراف، آیه 142). در روایات آمده است: «من خلص لله اربعین یوما فجر الله ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه؛ هر کس خود را چهل روز برای خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه های حکمت را از قلبش بر زبانش جاری می سازد (عیون اخبار الرضا(ع) ، ج 2، ص 85). انسان در چهل سالگی به کمال عقل می رسد: «اذا بلغ اربعین سنه فقد بلغ منتهاه» (خصال، ص 545) و خداوند در قرآن کریم در این باره می فرماید: «حتی اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی» (احقاف، آیه 15). در روایت آمده است: «من قدم اربعین من المؤمنین ثم دعا استجب له؛ هر کس چهل مؤمن را جلو خود قرار دهد و سپس دعا نماید، دعای او مستجاب می گردد» (عده الداعی، 128). چله نشینی به این معناست که انسان در مدت چهل روز کمال مراقبت و توجه به خداوند را داشته باشد و سعی بلیغ در ترک گناهان و دوری از محرمات الهی داشته باشد و در این مدت با یاد الهی وذکر او و عبادت خالصانه شبستان وجودش را از نور و صفا لبریز سازد و زمینه تابش انوار الهی و درخشش آفتاب فطرت را در درون خویش فراهم آورد.
در روایت داریم که در جریان تولد حضرت زهرای مرضیه(س) به امر الهی جبرئیل(ع) بر پیامبر(ص) نازل گردید و به ایشان گفت: چهل روز از حضرت خدیجه(س) کناره گیرد. حضرت در این مدت روزها روزه دار و شب ها مشغول عبادت بودند تا زمینه برای پیدایش و تولد حضرت فاطمه(س) فراهم گردد.
آثار چله نشینی بستگی کامل به زمینه های موجود در انسان و اراده و توجه و همت و اخلاص او دارد که به حسب افراد از شدت و ضعف برخوردار است ولی به هر حال در این مدت، قلب انسان نورانی و با صفا می گردد و مطالب ظریف و عالی معنوی و معارف دین را بهتر و عمیقتر می فهمد و درک می کند و زمینه برای عروج معنوی و تعالی روح انسان فراهم می گردد. البته انسان باید توجه داشته باشد که به دام انسان های فریبکار و بی بهره از معنویت که ادعای معنویت و درویشی دارند ولی هیچ نصیبی ازعدد چهل ریشه در فرهنگ دینى ما دارد.
در قرآن كریم آمده است وعده بین خداوند و حضرت موسى جهت سخن گفتن با خداوند و نزول تورات چهل شبانه‏روز بوده است. به همین جهت برخى عدد چهل را عددى كامل مى‏دانند. در روایتى از پیامبر گرامى اسلام آمده است: «من اخلص لله اربعین یوما فجر الله ینابیع الحكمة من قلبه على لسانه؛ هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص ورزد خداوند چشمه‏هاى حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏سازد (سفینه ‏البحار، شیخ عباس قمى، ماده خلص). همچنین همان طور كه نوشته‏اید برخى از ادعیه بر چهل مرتبه خواندن آن تأكید شده است.
اما خصوصیت عدد چهل و اسرار نهفته در این عدد چیست، براى ما روشن نیست. البته چه بسا با توجه به ویژگى‏هاى انسان، تكرار «چهل بار» موجب یك ملكه معنوى و تعمیق یك رفتار پسندیده و قابلیت نزول فیض خاص خداوند مى‏شود. از امام باقر(ع) روایت شده است كه هیچ بنده‏اى چهل روز ایمانش را به خداى عزوجل خالص نگرداند یا فرمود هیچ بنده‏اى ذكر خدا را در چهل روز نیكو انجام ندهد جز آن كه خداى عزوجل او را نسبت به دنیا زاهد سازد و درد و داروى دنیا را به او بنماید، پس حكمت را در دلش ثابت كند و زبانش را به آن گویا سازد...»



طبقه بندی: مذهبی،

[ شنبه سی ام خرداد 1394 ] [ 12:12 ] [ vahid k.h ]

«رمضان» در لغت از «رمضاء» به معناى شدت حرارت گرفته شده و به معناى سوزانیدن مى باشد. [1] چون در این ماه گناهان انسان بخشیده مى شود، به این ماه مبارك رمضان گفته اند.
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «انما سمى الرمضان لانه یرمض الذنوب; [2] ماه رمضان به این نام خوانده شده است، زیرا گناهان را مى سوزاند.»
رمضان نام یكى از ماه هاى قمرى و تنها ماه قمرى است كه نامش در قرآن آمده است و یكى از چهار ماهى است كه خداوند متعال جنگ را در آن حرام كرده است.(مگر جنبه دفاع داشته باشد.)
در این ماه كتاب هاى آسمانى قرآن كریم، انجیل، تورات، صحف و زبور نازل شده است. [3]
این ماه در روایات اسلامى ماه خدا و میهمانى امت پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) خوانده شده و خداوند متعال از بندگان خود در این ماه در نهایت كرامت و مهربانى پذیرایى مى كند; پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است، [4] هر كس همه این ماه را روزه بگیرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقیه عمرش را تضمین كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قیامت امان دهد.» [5]
این ماه، در میان مسلمانان از احترام، اهمیت و جایگاه ویژه اى برخوردار و ماه سلوك روحى آنان است و مؤمنان با مقدمه سازى و فراهم كردن زمینه هاى معنوى در ماه هاى رجب و شعبان هر سال خود را براى ورود به این ماه شریف و پربركت آماده مى كنند، و با حلول این ماه با شور و اشتیاق و دادن اطعام و افطارى به نیازمندان، شب زنده دارى و عبادت، تلاوت قرآن، دعا، استغفار، دادن صدقه، روزه دارى و... روح و جان خود را از سرچشمه فیض الهى سیراب مى كنند.

فضائل ماه رمضان

گرچه ذكر تمام فضائل ماه مبارك رمضان از حوصله این مقال خارج است; ولى پرداختن و ذكر برخى از فضائل آن از نظر قرآن و روایات اسلامى خالى از لطف نیست.

1. برترین ماه سال

ماه مبارك رمضان به جهت نزول قرآن كریم در آن و ویژگى هاى منحصرى كه دارد در میان ماه هاى سال قمرى برترین است; قرآن كریم مى فرماید: «ماه رمضان ماهى است كه قرآن براى هدایت انسان ها در آن نازل شده است.» [6]
پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله) درباره ماه رمضان مى فرماید: «اى مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و مغفرت به شما روى آورد، ماهى كه نزد خدا از همه ماه ها برتر و روزهایش بر همه روزها و شب هایش بر همه شب ها و ساعاتش بر همه ساعات برتر است، ماهى است كه شما در آن به میهمانى خدا دعوت شده و مورد لطف او قرار گرفته اید، نفس هاى شما در آن تسبیح و خوابتان در آن عبادات، عملتان در آن مقبول و دعایتان در آن مستجاب است.... بهترین ساعاتى است كه خداوند به بندگانش نظر رحمت مى كند... .» [7]

2. نزول كتب آسمانى در این ماه

تمام كتب بزرگ آسمانى مانند: قرآن كریم، تورات، انجیل، زبور، صحف در این ماه نازل شده است. حضرت امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «كل قرآن كریم در ماه رمضان به بیت المعمور نازل شد، سپس در مدت بیست سال بر پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و صحف ابراهیم در شب اول ماه رمضان و تورات در روز ششم ماه رمضان، انجیل در روز سیزدهم ماه رمضان و زبور در روز هیجدهم ماه رمضان نازل شد.» [8]

3. توفیق روزه

در ماه رمضان خداوند متعال توفیق روزه دارى را به بندگانش داده است; «پس هر كه ماه [رمضان] را درك كرد، باید روزه بگیرد.» [9]
انسان افزون بر جنبه مادى و جسمى، داراى بُعد معنوى و روحى هم هست و هر كدام در رسیدن به كمال مطلوب خود، برنامه هاى ویژه را نیاز دارند، یكى از برنامه ها براى تقویت و رشد بُعد معنوى، تقوا و پرهیزگارى است; یعنى اگر انسان بخواهد خودش را از جنبه معنوى رشد و پرورش دهد و به طهارت و كمال مطلوب برسد، باید هواى نفس خود را مهار كند و موانع رشد را یكى پس از دیگرى بر دارد و خود را سرگرم لذت ها و شهوات جسمى نكند. یكى از اعمالى كه در این راستا مؤثر و مفید است روزه دارى است، قرآن كریم مى فرماید: «... اى افرادى كه ایمان آورده اید! روز بر شما نوشته شد، همان گونه كه بر پیشینیان از شما نوشته شده، تا پرهیزگار شوید.» [10]

برخى از فواید و فضائل روزه:
الف. تقویت تقوا، پرهیزگارى و اخلاص; [11]

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: خداوند متعال فرموده: «روزه از من است و پاداش آن را من مى دهم.» [12]
حضرت فاطمه(علیها السلام) مى فرماید: «خداوند روزه را براى استوارى اخلاص، واجب فرمود.» [13]

ب. مانع عذاب هاى دنیوى و اخروى:

امام على(علیه السلام) مى فرماید: «روزه روده را باریك مى كند گوشت را مى ریزد و از گرماى سوزان دوزخ دور مى گرداند.» [14]
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «روزه سپرى در برابر آتش است.» [15]

ج. آرامش روان و جسم:

روزه دارى روح و روان و قلب و دل و نیز جسم را آرامش داده و باعث سلامتى روح و تندرستى جسم مى شود.
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید: «روزه بگیرید تا سالم بمانید.»
باز مى فرماید: «معده خانه تمام دردها و امساك [روزه] بالاترین داروهاست.» [16]
حضرت امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «روزه و حج آرام بخش دلهاست.» [17]
حضرت على(علیه السلام) مى فرماید: «خداوند بندگان مؤمن خود را به وسیله نمازها و زكات و حدیث در روزه دارى روزه هاى واجب [رمضان] براى آرام كردن اعضا و جوارح آنان، خشوع دیدگانش و فروتنى جان هایشان و خضوع دلهایشان حفظ مى كنند.» [18]
امروزه در علم پزشكى و از نظر بهداشت و تندرستى نیز در جاى خود ثابت شده كه روزه دارى تأثیرهاى فراوانى بر آرامش روح و روان و سلامتى جسم و بدن دارد، دفع چربى هاى مزاحم، تنظیم فشار، قند خون، و... نمونه آن است. [19]

د. مانع نفوذ شیطان:

امام على(علیه السلام) به پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) عرض كرد: یا رسول الله! چه چیزى شیطان را از ما دور مى كند؟ پیامبرگرامى(صلى الله علیه وآله) فرمود: روزه چهره او را سیاه مى كند و صدقه پشت او را مى شكند.» [20]
بنابراین، روزه مانع نفوذ شیطان هاى جنى و انسى شده و وسوسه هاى آنان را خنثى مى كند.

هـ . مساوات بین غنى و فقیر:

انسان روزه دار در هنگام گرسنگى و تشنگى، فقرا و بینوایان را یاد مى كند و در نتیجه به كمك آن ها مى شتابد. حضرت امام حسن عسگرى(علیه السلام) درباره علت وجوب روزه مى فرماید: «تا توانگر درد گرسنگى را بچشد و در نتیجه به نیازمند كمك كند.» [21]

و. احیاء فضائل اخلاقى

حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره علت وجوب روزه مى فرماید: «تا مردم رنج گرسنگى و تشنگى را بچشند و به نیازمندى خود در آخرت پى ببرند و روزه دار بر اثر گرسنگى و تشنگى خاشع، متواضع و فروتن، مأجور، طالب رضا و ثواب خدا و عارف و صابر باشد و بدین سبب مستحق ثواب شود،... روزه موجب خوددارى از شهوات است، نیز تا روزه در دنیا نصیحت گر آنان باشد و ایشان را در راه انجام تكالیفشان رام و ورزیده كند و راهنماى آنان در رسیدن به اجر باشد و به اندازه سختى، تشنگى و گرسنگى كه نیازمندان و مستمندان در دنیا مى چشند پى ببرند و در نتیجه، حقوقى كه خداوند در دارایى هایشان واجب فرموده است، به ایشان بپردازند... .» [22]
و... .

4. وجود شب قدر در این ماه

شب قدر از شب هایى كه برتر از هزار ماه است و فرشتگان در این شب به اذن خدا فرود مى آیند و جمیع مقدرات بندگان را در طول سال تعیین مى كنند [23] و وجود این شب در این ماه مبارك نعمت و موهبتى الهى بر امت پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) است و مقدرات یك سال انسان ها (حیات، مرگ، رزق و...) براساس لیاقت ها و زمینه هایى كه خود آنها به وجود آورده اند تعیین مى شود و انسان در چنین شبى با تفكر و تدبر مى تواند به خود آید و اعمال یك سال خود را ارزیابى كند و با فراهم آوردن زمینه مناسب بهترین سرنوشت را براى خود رقم زند. [24]
حضرت امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «تقدیر مقدرات در شب نوزدهم و تحكیم آن در شب بیست و یكم و امضاء آن در شب بیست و سوم است.» [25]

5. بهار قرآن

نظر به این كه قرآن كریم در ماه مبارك رمضان نازل شده و تلاوت آیات آن در این ماه فضیلت بسیارى دارد، در روایات اسلامى، از ماه رمضان به عنوان بهار قرآن یاد شده است; چنان كه حضرت امام باقر(علیه السلام)مى فرماید: «هر چیزى بهارى دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.» [26]

یك نكته!

بدیهى است فضائل و ثواب هایى كه براى ماه مبارك رمضان و روزه دارى ذكر شده و به برخى از آن ها اشاره شد، از آنِ كسانى است كه حقیقت آن را درك كنند و به محتواى آن عمل و در گفتار و كردار به كار گیرند و به آن ها جامه عمل بپوشانند. چنان در روایات اسلامى براى روزه دارى آدابى ذكر شده و كسانى كه صرفاً تلاوت قرآن مى كنند، ولى به آیات و احكام آن عمل نمى كنند و یا آن كه از روزه دارى تنها رنج گرسنگى و تشنگى را مى كشند و بوسیله گناه، تأثیر روزه را از بین مى برند و ماه مبارك رمضان و فضاى معنوى آن تأثیرى بر اشخاصى بر جاى نمى گذارد، مورد نكوهش قرار گرفته اند.
چنان كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) به زنى كه با زبان روزه كنیز خود را دشنام مى داد فرمود: چگونه روزه دارى و حال آن كه كنیزت را دشنام مى دهى؟! روزه فقط خوددارى از خوردن و آشامیدن نیست، بلكه خداوند آن را علاوه بر این دو، مانع كارها و سخنان زشت كه روزه را بى اثر مى كنند قرار داده است، چه اندكند روزه داران و چه بسیارند كسانى كه گرسنگى مى كشند.» [27]
حضرت امام سجاد(علیه السلام) در دعاى حلول ماه رمضان به درگاه خداوند عرض مى كند: به وسیله روزه این ماه یاریمان ده تا اندام هاى خود را از معاصى تو نگه داریم و آن ها را به كارهایى گیریم كه خشنودى تو را فراهم آورد، تا با گوش هایمان سخنان بیهوده نشنویم و با چشمانمان به دین لهو و لعب نشتابیم و تا دستمانمان را به سوى حرام نگشاییم و با پاهایمان به سوى آن چه منع شده ره نسپاریم و تا شكمهایمان جز آن چه را تو حلال كرده اى در خود جاى ندهد و زبان هایمان جز به آن چه تو خبر داده اى و بیان فرموده اى گویا نشود... .» [28]
بنابراین، در ماه مبارك باید تمام اعضا و جوارح را از حرام دور نگه داشت و با اخلاص، توكل و توسل از اهل بیت(علیهم السلام) و عمل به دستورها و احكام قرآن كریم و دورى از گناهان، انجام توبه نصوح و واقعى، عبادت، شب زنده دارى، درك فضیلت شب قدر و... فضیلت ماه مبارك رمضان را درك كرد و از آن در راستاى رسیدن به كمال حركت كرد و باید در این ماه به گونه اى خودسازى كرد كه با اتمام ماه مبارك تأثیر و فواید آن در روح و جان افراد باقى باشد و اثر آن تا ماه رمضان آینده سال بعد ماندگار باشد. [29]

پى‏نوشتها:

1 . مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانى، ص 209، دارالكتاب العربى، بیروت.
2 . بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 55، ص 341، مؤسسه الوفاء، بیروت.
3 . ر.ك: الكافى، محمد بن یعقوب كلینى، ج 2، ص 628، دارالكتب الاسلامیة، تهران.
4 . وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، ج 2، ص 628، دارالكتب الاسلامیة، تهران.
5 . ...
6 . سوره بقره، آیه 185.
7 . ر.ك: وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 313.
8 . ر.ك: الكافى، همان، ج 2 ،ص 628.
9 . سوره بقره، آیه 185.
10 . سوره بقره، آیه 183.
11 . همان.
12 . میزان الحكمة، محمد محمدى رى شهرى، ترجمه: حمیدرضا شیخى، ج 7، ص 3207، مؤسسه دارالحدیث، قم.
13 . همان، ص 3209.
14 . همان.
15 . همان.
16 . همان.
17 . همان.
18 . همان.
19 . تفسیر نمونه، آیت الله مكارم شیرازى و دیگران، ج 1 ،ص 631، دارالكتب الاسلامیة، تهران.
20 . مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 7، ص 154، مؤسسه آل البیت، قم.
21 . میزان الحكمة، همان.
22 . همان، ص 3209.
23 . سوره قدر، آیه 1 ـ 5.
24 . تفسیر المیزان، علامه طباطبایى، ج 18، ص 132; ج 19، ص 90، مؤسسه مطبوعاتى اسماعیلیان، قم.
25 . وسائل الشیعه، همان، ج 10، ص 354.
26 . وسائل الشیعه، همان، ج 6، ص 203.
27 . الكافى، همان، ج 4، ص 87.
28 . الصحیفة السجادیة، امام سجاد(علیه السلام) ص 186، دفتر نشر الهادى، قم.
29 . براى آگاهى بیشتر ر.ك: میزان الحكمة، همان، ص 3215.



طبقه بندی: مذهبی،

[ جمعه بیست و نهم خرداد 1394 ] [ 16:33 ] [ vahid k.h ]

با سلام

منم در گناه تو شریکم

آری منم در گناه تو شریکم

وقتی ما نمی تونیم خودمونمیتونیم اصلاح کنیم و رومون نمیشه به هم دیگه امر به معرف و نهی از منکر کنیم

وقتی که گناه می کنیم و به دیگری میگیم که این کار گناه و چرا این کار را انجام میدی، آری گناه کاریم

وقتی سالها دور از شهدا  ودفاع مانده این و همه سال بی خیال آنه هستیم این بار همه گنه کار هستیم

وقتی آمریکا،اسرائیل میاد به ما زور میگه و بر علیه ایران هست و جوانان ما آنها را میپرستن

باید چه گفت؛مگه نگفتن مسلملنان همه برادر هم هستم پس چرا شیعه به سنی پشت میکند

و آنها را از خود دور میکند .

سالها میگذرد و برادر شیعه ما می گوید مگر بر سنی ها که امام علی ما را قبول ندارند

حتی امام خمینی(ره)گفته است :ما همه برادران مسلمان هم هستیم چه سنی باشد و چه شیعه

آن وقت برادر شیعه دهن باز میکند سنی بر علیه شیعه است

آری آن از خدا بی خبر و... سنی نیست بلکه آمریکا و اسرائیل کافر هست که خدا لعنتشان کند

آنها در سوریه و عراق و اسرائیل  دارن شیعه را میکشند و سنی و شیعه را بر جان هم می اندازند

همه اینها بخاطر آن شبکه بی بی سی و صدای آمریکه خدا لعنتشان کند است

معلوم نیست این ها را با چه پول هایی خریده اند که بر ضد کشور خود شده اند و ضد برادر و خواهر خود

و همین الان هم دارم بر ضد فرهنگ ما شده اند که فلانی پادشاه زردتشت بوده و فلانی بودا

و با دین جوانان خام ما بازی می کنند و ما نمیدانیم چکار کنیم که جوانان خود را به سوی خدا شناسی

و دین داری اسلامی ببریم و وقتی به جوان خود می گوییم می گویند تو چکاره هستی؟؟

 تو آخوند هست یا اینکه خودت را اسکول فرض کردی دین کیلویی چند هست

دین کیلویی نیست بلکه مایه حیات منو توست که درست زندگی کنیم و راه مبارزه با کافران را یاد بگیریم

انشاءالله تمام گفتاری های دینی ما حل شود و دیگر بین شیعه و سنی اختلافی نباشد

سألت عن نعمة من الله

وعلیكم السلام وبركاته




طبقه بندی: دلنوشته، مذهبی،

[ جمعه بیست و نهم خرداد 1394 ] [ 16:12 ] [ vahid k.h ]
.: Weblog Themes By salehon :.

درباره وبلاگ


سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم. افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت. فندرسک نام منطقه ایست در استان گلستان که دیار حکیم فرزانه ابوالقاسم میرفندرسکی می باشد به مرکزیت شهرستان خان ببین. به دلیل رشادت های فرزندان این دیار کهن در هشت سال دفاع مقدس ماهم همراه شدیم تا راه ایشان را ادامه دهیم.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
طراح قالب
امکانات وب